عنوان
معمای رنگ آبی در ادبيات فارسی
The Puzzle of the Blue Color in Persian Literature
سخنران
Arash Afraz, McGovern Institute for Brain Research, MIT
Vision Science laboratory, Department of Psychology, Harvard University


زمان
يکشنبه پانزدهم دی ماه نودو دو، ساعت پانزده سی

مکان: تهران - نياوران - ضلع جنوبی ميدان شيد باهنر - مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات
پژوهشگاه دانشهاي بنيادي - پژوهشکده علوم شناختی تالار دو
ورود براي علاقه مندان آزاد است


چکیده سمینار را می توانید در اینجا ببینید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1392ساعت 1:48  توسط galaxygirl  | 

خلاصه عرض کنیم که:

اخیرا شواهدی که نشان می داد، سلولهای گلیا در کنار نورونها در مغز اطلاعات را پردازش می کنند به نوعی تایید شده.  (گلیا سیناپس را ضعیف و قوی می کند ولی آرام تر از نورونها)

با این تاییدات، می گوییم اگر نورونها در شبکه های عصبی مصنوعی هستند چرا گلیاها نباشند.

خب گلیا را هم وارد شبکه های عصبی مصنوعی می کنیم با مدلی بسیار ساده از آنها: هر گلیا را به یک نورون منسوب می کنیم. حال اگر نورون چندین بار پشت سر هم فعال بود (خروجی اش از یک آستانه بیشتر)، سپس گلیا فعال می شود و وزنها تغییر می کنند.

به همین سادگی! و این مدل در حل بعضی مسائل، کارایی شبکه عصبی را بالا برده.

کار من اضافه کردن گلیا به نوعی خاصی از شبکه های عصبی (ANFIS) بود که در یک مساله خاص جواب دقیق تری داد.

تمت

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1392ساعت 0:52  توسط galaxygirl  | 

یک دانشمند روانشناسی مدلی از کارکرد مغز در حل یک مساله ارائه می دهد به طور مثال انسانها در حل مساله فروشنده دوره گرد از الگوریتم A استفاده می کنند. حال چطور می شود فهمید این مدل درست است. روش اول مقایسه نتایج به دست آمده از الگوریتم با آزمایش های تجربی است. روش دوم کاملا متفاوت است با یک روش کاملا نظری هم می توان این مدل را بررسی کرد: اگر پیش فرض ماشین محاسباتی تورینگ بودن مغز  را قبول کنیم آنگاه اگر پیچیدگی محاسباتی بگوید مساله NP است  این یعنی برای داده های نه چندان بزرگ سالها طول می کشد تا مغز بتواند این الگوریتم را اجرا کند. ولی واقعیت مغز این است که این داده ها سریع پردازش می شوند و نتیجه اعلام می شود. پس یک الگوریتم دقیق برای یک مساله NP نمی تواند توصیفی از کارکرد مغز در حل آن مساله باشد.

بررسی پیچیدگی محاسباتی مدلهای روانشناسی بسیار کم انجام شده چون روانشناسان و علوم کامپیوتری ها زیاد یکدیگر را نمی بینیند و این باعث شده مدلهایی که از لحاظ نظری کار نمی کنند برای کارکرد مغز توسط روانشناسان ارائه شود.

البته این روش با انتقادات زیادی همراه است عده ای تورینگ بودن مغز انسان را زیر سوال  می برند و عده ای دیگر روشهای اکتشافی را راه حل مغز برای کاهش زمان پردازش در نظر می گیرند و ده ها انتقاد دیگر که پاسخ های خوبی از طرف موافقان این روش نیز داده شده است.

عده ای دیگر این روش نظری را اندکی بهبود داده اند آنها می گویند اگر یک مساله ان پی بود هنوز جای امید برای داشتن الگوریتمهای دقیق هست. اگر بعضی پارامترها که سبب افزایش پیچیدگی می شود را کوچک نگه داریم آنگاه پیچیدگی محاسباتی کاهش پیدا می کند و مدل پیشنهادی می تواند درست باشد و نمایانگر الگوریتم استفاده شده در مغز شود. این روش بهبود یافته می گوید اگر یک مساله NP شد نمی توان آن را سریع رد کرد باید به قول خودشان parameterized complexity اش را بررسی کرد شاید مغز هم پارامترهایی را کوچک نگه می دارد و مساله سخت را آسان کرده و حل می کند. مثل مساله فروشنده دوره گردNP که انسانها خیلی خوب آن را حل می کنند.
آنچه در بند آخر گفته شد چیزی است که من در یک سال و نیم دیگر با آن سرو کله خواهم زد. سعی بر آن است که پستهای کاملتری در این مورد بگذارم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392ساعت 7:20  توسط galaxygirl  | 

ستاد توسعه علوم و فناوریهای‌ شناختی از فعالیت‌های علمی و تحقیقاتی دانشگاهی در این حوزه که در راستای الویتهای ستاد باشند حمایت و جایزه تشویقی اعطا می نماید.

برای توضیحات بیشتر به این آدرس بروید

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1392ساعت 16:7  توسط galaxygirl  | 

تحقیقات جدید می‌‌فرمایند: یادگیری زبان دوم بعد از یادگیری کامل زبان اول ساختار مغز را تغییر می‌‌دهد. ولی‌ اگر بعد از تولد دو زبان به طور همزمان آموخته شود، ساختار مغز تغییر نخواهد کرد. یعنی‌ بعد از تولد چه دو زبان یاد گرفته شود چه یک زبان، ساختار مغز مشابه خواهد بود. منظور از تغییر ساختار مغز تغییر ضخامت کورتیکال می‌باشد. در این مقاله جزئیات این تحقیق را می‌‌توانید بخوانید.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1392ساعت 5:24  توسط galaxygirl  | 

GPS  مخفف General Problem Solver یکی از اولین نرم افزارهایی هست که ادعا می کرد در آینده ای نزدیک تست تورینگ را پشت سر خواهد گذاشت.

نیوال و سایمون در سال ۱۹۵۹ روش جالبی برای ساخت جی پی اس به کار بردند. آنها از تعدادی داوطلب خواستند تا یک مساله منطقی مثل مساله آدمخوارن و کشیش ها را حل کنند و وقتی مساله را حل می کنند بلند فکر کنند. آنها  از روی روش فکر کردن این داوطلبان الگوریتمی طراحی کردند که می توانست این مساله و مساله های مشابه دیگری را حل کند. 

مسئله کشیش ها و آدم خوار ها به این صورت است:

سه آدمخوار و سه کشیش و یک قایق دو نفره داریم چطور می توانیم همه ی آنها را از رودخانه ای عبور دهیم با توجه به اینکه اگر تعداد آدم خوارها از تعداد کشیشها در یک طرف رودخانه بیشتر باشد آن کشیش خورده خواهد شد.

هر چند که جی پی در نهایت نتوانست همه ی مسایل را حل کند ولی هم اکنون الگوریتم های به کار رفته در آن به خصوص Means-end Analysis در نرم افزارهای دیگری چون STRIPS  و  مدلهای شناختی مثل سور SOAR به کار می رود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392ساعت 3:59  توسط galaxygirl  | 

نسل جدیدی از کامپیوترها، کاملا متفاوت از کامپیوترهای  فون نویمن امروزی در راه است.

آی‌بی‌ام معماری جدیدی الهام گرفته از مغز را طرّاحی کرده که به دنبال آن‌ روش فکر کردن، الگوریتمها و نرم افزارهای جدیدی در راه خواهد بود.


در این ویدئو میتونید توضیحاتی در مورد این پروژه از زبان مدیر این گروه، مدها بشنوید.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت 5:2  توسط galaxygirl  | 

رنگ سبز و آبی هر دو یک رنگند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت 22:34  توسط galaxygirl  | 

مستند دوم از اینجا قابل دسترسی هست.

مستند اول هم از اینجا.

بلوبرین، در جهت ساخت مغز مصنوعی انسان گام بر می دارد. این پروژه تا به حال توانسته یک ستون نئوکورتیکال مغز موش را با موفقیت شبیه سازی کند در ادامه مطلب می توانید در مورد این پروژه بیشتر بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 10:16  توسط galaxygirl  | 

پست بالا را ببینید، یک صدا بسازید و هنگام کار به آن گوش دهید، مطمئن باشید خیلی مزاحمتان نخواهد بود چون مغز ما برای پردازش صداهای طبیعی بهینه شده است:

تا کنون تحقیقات زیادی بر روی چگونگی کد شدن صدا در مغز صورت گرفته است و فرضیه ای وجود دارد که می گوید: صداهای طبیعی مثل حرف زدن، صداهای محیط، صدای حیوانات و نویز پس زمینه به صورت کاملا بهینه ای در مغز پردازش می شوند. یک نورون شنوایی یک صدای طبیعی را بسیار بهتر از  یک white noise می تواند کد کند. در مورد پردازش تصویر نیز فرضیه ی مشابهی وجود دارد.

در نظریه اطلاعات که در سال 1948 توسط شانون بنا شد در مبحث آنتروپی، حداقل تعداد بیت لازم برای نمایش یک بسته از اطلاعات را مشخص می کنیم. نظریه اطلاعات  به دنبال راهی است تا بتواند هم خطا وهم حجم اطلاعات را در یک ارتباط به حداقل برساند.

بارلو در سال 1961 نشان داد، تصاویر و صداهایی که در محیط طبیعی اطرافمان رخ می دهند به صورت کاملا بهینه ای و مطابق با مبانی نظریه اطلاعات در مغز کد می شوند او پیش بینی کرد یکی از اهداف پردازش اولیه، کم کردن افزونگی (redundancy) اطلاعاتی است که قرار است کد شود.

آنچه گفته شد بود از:

  cogsci.ucsd.edu(pdf)

web.mit.edu(pdf)

و همچنین هست چیزهایی در:

Efficient coding hypothesis

صفحه ویکی بارلو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 1:59  توسط galaxygirl  | 

با cleverBot چت کردم. خیلی بامزه است آدمو گیر می اندازه. اطلاعاتش هم خیلی خوبه. البته هر دفعه شخصیتش فرق می کنه. در مسابقه BCS Machine Intelligence Competition 2010  شرکت کرده و امتیاز 42.1 % انسان بودن رو به دست آورده.

بهش می گم بابات کیه؟ می گه من بابا ندارم، سازنده دارم. می گم خب حالا سازنده ات کیه؟ می گه خدا. :))

یه بار دیگه هم گیر داده تو روباتی من انسان. هر چی بهش می گم هم قبول نمی کنه  :؟

خودتون امتحانش کنید:

اینجا آوتار متحرکش باهاتون حرف می زنه، احساساتش هم یکم بروز می ده.

اینجا تایپی جواب می ده. و به نظرم شخصیتهاش جالب تره.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 15:45  توسط galaxygirl  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 21:24  توسط galaxygirl  | 

قصد آن است سایتها و وبلاگهای مغزی مفید را معرفی کنیم، کمکها کنید تا کامل شود.

1- TED: ویدئوهایی مختصر و مفید در اکثر زمینهای علمی که مغزی هاش اینا هستن:

مغز  و  علوم شناختی  و  نورولوژی

2- بخش نوروساینس ساینس دیلی، یه سایت خبری خیلی خوبه.

3- این ACM هم خبراش کامپیوتریه ولی گه گاهی خبرای مغزی جالبی توش پیدا می شه. کلا مفیده.

این یکی هم وبلاگ جالبی هست از یک استاد دانشگاه ویسکانسین که معمولا اول هر پستش توضیح کوتاهی از یه مقاله می ده بعدش خلاصه ای از اونو میاره.

4- coming soon

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم بهمن 1389ساعت 17:45  توسط galaxygirl  | 

کنترل ذهن کرم

نوروساینس خطرناک می شود؟

اخیرا در هاروارد گروهی از دانشمندان با تاباندن لیزر به مجموعه مشخصی از نورونهای یک کرم، رفتار او را تحت کنترل خود گرفتند. بسته به اینکه لیزر به چه نورونهایی تابانده می شد، نوع حرکت کرم تغییر می کرد. در Singularity Hub  فیلم هایی از حرکت کرم  و توضیحاتی درباره دستگاه استفاده شده را می توانید ببینید.

مغز این نوع کرم تنها 302 نورون دارد که در مقایسه با مغز انسان (حدود 100 میلیارد نورون) بسیار کوچک است، اما فهمیدن چگونگی کارکرد مدارهای نورونی این موجودات ساده  می تواند دانشمندان را در فهم  چگونگی کارکرد مغز انسان امیدوارکند. به گفته یکی از اعضای این پروژه هنوز لازم نیست کلاهی فلزی بر سرمان بگذاریم چون این تکنولوژی تنها روی حیوانات شفاف و خیلی کوچک کار می کند. 

در  The harvard Crimoson می توانید بیشتر بخوانید.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 15:0  توسط galaxygirl  | 

اینجا می تونید مستندهای کوتاه(کمتر از 5 دقیقه معمولا) و  جالبی در مورد مغز و چیزای دیگه پیدا کنید.

از بین چند تایی که دیدم این دو تا جالب تر بود: 

1- Robotic "Eye-Cyte" May Bring Vision to Blind People  می گه یه چیپ می تونه تا حدودی کار سلولهای عصبی شبکیه رو انجام بده و افراد نابینا رو بینا کنه. 

2- We See What We Wish To See : ، چند تا پست قبل در مورد شنیدن بود که ما خودمون تصمیم می گیریم چی بشنویم حالا اینجا می گه دیدن هم همین طوریه: هر چی دوست داریم ببینیم رو می بینیم، انگار هنوز ورژن لامسه و بویایی و چشاییش نیومده، اگه بیاد فکر کنم استاد مدیریتمون خوشحال بشه :) چون خیلی تلاش کرد به ما بگه: اون کاری که مدیر انجام می ده به درک مدیر از محیط وابسته است نه به خود محیط .

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 11:14  توسط galaxygirl  | 

سخنرانهایی دارد بس خفن!

برای ثبت نام اینجا بروید.


+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 10:19  توسط galaxygirl  | 

قدیم می گفتند جسم بالا باشد پایین باشد چپ باشد یا راست، فرقی نمی کند آن را یک جور خواهی دید.

(آهنگ حماسی) هم اکنون در ام آی تی، آرش افراز، مریم وزیری پشکام و کونگ چیز دیگری می گویند. ایشان عده ای را روبری صفحه نمایش قرار دادند و تصاویر زیر را تصادفی در مکانهای مختلفی از صفحه ظاهر کردند و دیدند افراد یک عکس را بسته به اینکه کجای صفحه، نمایش داده شود، زن یا مرد می بینند.


از زبان آرش افراز بشنوید:

"چیزی که هرگز به آن فکر نکرده اید، یک چهره را چند بار ببیند و فکر کنید آنها متفاوتند."

و دلیل آن:

کورتکس بینایی که عکس ها را پردازش می کند سلولهایی گروه بندی شده دارد که هر گروه وظیفه پردازش قسمتی از تصویر را بر عهده دارند. به نظر می رسد در هر گروه، تعداد کمی سلول مسئول تشخیص جنسیت باشندد. هر چه عکس کوچکتر باشد تعداد کمتری سلول فعال می شود.

بنابراین اگر در یک گروه (جای ظاهر شدن تصویر، گروه مربوط را مشخص می کند)، سلولهایی که به چهره مرد پاسخ می دهند بیشتر باشند ما جهره را مرد می بینیم و برعکس.

البته به نوعی در جهت تایید حرف مارکرام حرکت کرده اند که می گوید 99% چیزهایی که می بینیم آنهایی نیستند که از طریق چشم به ما رسید است. :)

اگر می خواهید در مورد آرش افراز، زمانی که ایران بود بیشتر بدانید به این پست که ترجمه ی مقاله ی نیچر در مورد کارهایی که دست خالی در ایران انجام می دادند هست حتما سر بزنید.

منابع: همشهری آنلاین، ام آی تی نیوز ، whats on xiamen

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 10:20  توسط galaxygirl  | 

 وقتی ما چیزی می شنویم مغزمان این شنیده ها را مطابق با چیزهایی که می بینیم تعبیر می کند. به این پدیده اثر مک گورک (mcgurk effect) می گویند. در فیلم یوتیوب زیر می بینید که چطور مطابق با حرکت لبهای گوینده ما یک صدا را یک بار "با" و یک بار "وا"  می شنویم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 18:27  توسط galaxygirl  | 

چندی پیش یکی از دوستان، لطف کردند و توضیحاتی در مورد کلینک های نوروفیدبک به بنده دادند. گفتم بدنیست در وبلاگ هم در مورد اینها بنویسم، گوگلیدم و دیدم ماشاالله، خیلی بیشتر از اون چیزی که من می خواستم اینجا بذارم اطلاعات فارسی هست:

مي‌خواهيد به مهماني برويد و نمي‌دانيد آيا سر و وضعتان مرتب است يا نه. بله، به يک آينه ترجيحاً قدي نياز داريد. اکنون مقابل آينه ايستاده‌ايد و مي‌توانيد به خوبي خودتان را در آن را ببينيد. موهايتان را شانه مي‌کنيد و يقه‌تان را که ناجور قرار گرفته مرتب مي‌کنيد. بهتر است کمي آستين پيراهنتان را بالا بکشيد تا خيلي از زير آستين کت‌تان بيرون نيايد. حالا همه چيز روبراه شد. ظاهر شما کاملاً مناسب است.

شايد تا به حال فکر کرده باشيد کاش مي‌شد درونتان را هم به همين شکل در آينه مي‌ديديد و عيب و نقص‌هاي آن را هم برطرف مي‌کرديد. مثلاً اگر مي‌شد آن‌چه در مغزتان اتفاق مي‌افتد را ببينيد آن وقت مي‌توانستيد آن را تنظيم کنيد تا به بهترين شکل، کار خود را انجام دهد.

متخصصان آتيه مي‌گويند اين کار شدني است و نوروفيدبک هماني است که دنبالش مي‌گرديد. نوروفيدبک در واقع ترکيبي از QEEG و بيوفيدبک است. شما مقابل يک مانيتور مي‌نشينيد و الکترودي که روي سر شما قرار مي‌گيرد امواج مغزي شما را دريافت و به کامپيوتر هدايت مي‌کند. حالا شما با ديدن امواج مغزي خود روي صفحه مانيتور مي‌توانيد به تنظيم و کنترل آن‌ها به نحوي که مي‌خواهيد بپردازيد.

خیلی جالبه نه!

در اینجا می تونید ادامه ی مطلب رو  از سایت آتیه بخونید.

اینجا و اینجا و اینجا هم اطلاعات مفیدی پیدا می شه.

+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 14:5  توسط galaxygirl  | 

در ویدئوی زیر، نسل آینده موبایل ها را می بینید. موبایلهایی که می توانند شکل خود را تغییر دهند، کوچک و بزرگ، سنگین و سبک شوند. وقتی تماس مهمی را از دست داده ایم قلبشان تند تند بزند و با نوازش ما آرام شوند :) 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 9:17  توسط galaxygirl  | 

اخیرا در کتابخانه دانشگاه از میان کتابهایی که قدمت بعضی به ده ها سال پیش بر می گردد(1910 رو دیدم :) کتابی جالب و جوان، توسط کاشف، سپیده یافته شده:

The student's guide to cognitive neuroscience

این کتاب دارد توسط کاشفش ترجمه می شود. اینجا و اینجا قسمتهایی از ترجمه را می توانید ببینید.

 اینجا هم وبسایت کتاب را.

موفق و سخت کوش باشید ^_^


+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 13:45  توسط galaxygirl  | 

تد، سایتی است پر از سخنرانی های جالب: تقریبا در مورد همه چی! به قول خودشون ایده هایی که ارزش پخش شدن دارند. آدم کیف می کنه، در عرض یه ربع، یکم کمتر یا بیشتر یه نفر می یاد به اندازه ی چند ساعت سخنرانی های عادی، از خودش حرف می ریزه بیرون :)

اگه سخنرانی با یه موضوع خاص را بخواید به اینجا سر بزنید. مثلا Brain تونسته 45 تا سخنرانی به خودش اختصاص بده: اینجا یا علوم شناختی 10 تا: آنجا.

جالب اینه که همه می تونن تو کار ترجمه سخنرانی ها شرکت کنند. امروز لیست سخنرانی های ترجمه شده ی فارسی رو می دیدیم 141 بود، اگر چه جزء کمترین هاست ولی همین هم خیلی عالیه(دست مترجمانش درد نکند). اگه شما هم فکر می کنید می تونید در راه پخش کردن ایده هایی که ارزش پخش شدن دارن بین فارسی زبان ها کاری کنید، اینجا می تونید بعد از ثبت نام کار ترجمه یا بررسی ترجمه های بقیه رو شروع کنید.

در ضمن نقل کرده اند، تددوستان پارسی، نرم افزارهایی برای دانلود ویدئوها نوشته اند. اینجا یک نمونه هست 

کامیاب باشید رفقا 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 22:39  توسط galaxygirl  | 

کارلی، یک دختر اوتیسمی هست که حتی یک کلمه هم نمی تواند حرف بزند. او مثل کودکان اوتیسمی دیگر، نمی تواند به راحتی به صورت دیگران نگاه کند، گوشهایش را می گیرد و گاهی دستها، پاها و سرش را به شدت به زمین می کوبد.

وقتی کارلی یازده ساله شد، هزارن دلاری که برای درمان او صرف شده بود بی فایده به نظر می رسید اما پدرش خسته نشد و راههای درمان دیگری را امتحان کرد.

این بار کارلی مجبور بود قبل از انجام هر کاری که مایل به انجام آن بود چند کلمه ای را تایپ کند. این کلمات تایپ شده دید همه به دنیای کارلی را عوض کرد. پدرش می گوید ما همیشه طوری حرف  می زدیم گویی که کارلی آنجا نیست.

 کارلی احساسات و افکارش را با تایپ کردن بیان کرد و توانست برای اولین بار با پدرش صحبت کند. او به پدرش گفت: من آرزو می کنم شما یک روز در بدن من قرار بگیرید و بفهمید من چه حسی دارم.

هم اکنون کارلی تویت می کند و در وبلاگش به سوالهای دیگران پاسخ می دهد و صفحه فیس بوکش را به روز می کند .

کارلی در جواب به اینکه چرا اوتیسمی ها گوشهایشان را می گیرند، به صورت دیگران نگاه نمی کنند و دست و پاهایشان را به شدت تکان می دهند گفت:

ما وقتی به یک صورت نگاه می کنیم هزاران تصویر از آن می بینیم و صداها و صحبتهای زیادی را در یک لحظه می شنویم. 

اگر شما حس کنید که پاهایتان روی آتش است و هزاران مورچه از دست شما بالا می روند آیا دستها و پاهایتان را تکان نمی دهید. مغز ما طور دیگری سیم پیچی شده است. ما گاهی آن قدر خروجی تولید می کنیم تا خود را از ورودیها دور کنیم.

به نظر من شاید داستان کارلی شاهدی باشد بر نظریه ی دنیای قوی اوتیسمی ها

(The Intense World Syndrome – an Alternative Hypothesis for Autism) 

مارکرام ها در این نظریه دلیل انزوای مبتلایان به اوتیسم را وجود دنیایی قوی در اطراف آنها می داند: مغز آنها بیش از حد فعال و شکل پذیر(hyper-plasticity) است و همین سبب شده که آنها ادراک، توجه و حافظه ای بسیار قوی داشته باشند.

در فیلم یوتیوب زیر می توانید گزارشی از زندگی کارلی را ببینید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389ساعت 13:21  توسط galaxygirl  | 

آویدیان ها، موجوداتی دیجیتالی هستند با برنامه نویسی که بتوانند همچون موجودات واقعی تکثیر شوند، بر سر منابع با هم بجنگند، گروه قوی تر زنده بمانند، جهش بیابند و تکامل پیدا کنند.

چارلز افریا و همکارانش در دانشگاه میشیگان  این موجودات را طوری ساخته اند که دستورات برنامه نویسی همچون DNA از نسلی به نسل دیگر انتقال پیدا کند و بر اثر جهش دستوراتی قوی تر به وجود آید.

آنها امیدوارند این جهش ها منجر به تولد موجوداتی هوشمند شود.

 اینجا در این مورد بیشتر بخوانید.(فارسی)

برگرفته از نیوسایتیست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 1:7  توسط galaxygirl  | 

مصاحبه رشد با پروفسور کارو لوکس را می تونید اینجا ببینید و اینم متنی از یکی از شاگرداشون.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 19:40  توسط galaxygirl  | 

درگذشت پروفسور کارو لوکس، پدر علم روباتیک ایران را تسلیت می گم . بی شک ایشون از کسانی بودند که بیشترین تاثیر رو در پیشبرد علم ایران داشتند.

روحشون شاد


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 12:2  توسط galaxygirl  | 

وبلاگ انگلیسیم:         colourfulbrain


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 16:52  توسط galaxygirl  | 


هنری مارکرام در مستند نوآ هوتن می گوید ما تا ده سال دیگر مغز کامل انسان را نورون به نورون شبیه سازی می کنیم!!!


مستند جالبی ساخته  Noah Hutton در مورد پروژه بلوبرین(Blue Brain) اینجاست.

در این مستند نوآ به دانشگاه EPFL ، موسسه بلوبرین سر می زند. هنری مارکرام، مدیر این پروژه و شون هیل در مورد کارهایی که در حال انجامش هستند و یا قراره در آینده انجام بگیره توضیح می دهند. جالبه از دستش ندین. :)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 22:46  توسط galaxygirl  | 


ریموند کریزویلد در این ویدئوی کوتاه مختصر و مفید از مهندسی معکوس مغز می گوید.

خلاصه ی حرفهاش:

گفتن جک، بیان عشق و ... همه از نتایج رفتارهای پیچیده هوشمندانه هستند. با مهندسی معکوس مغز که من معتقدم تا بیست سال دیگر به آن می رسیم می توان چگونگی اتفاق افتادن تمامی این احساسات را فهمید. با مهندسی معکوس می توان قوانین حاکم را به دست آورد و سپس از آنها استفاده کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 23:45  توسط galaxygirl  | 

brain use it or loose it

        USE IT OR LOSE IT.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 14:38  توسط galaxygirl  | 

cognitive robotics

به نظر می یاد اینها  آزمایشگاه های اصلی روباتیک شناختی باشن سعی می کنیم به همشون یه سر بزنیم.

دانشگاه تورنتو    ***  MIT   ***   CMU   ***   Vanderbilt university   ***   TU Munich    ***   ensta    *** utrecht university   ***   Naval   ***   corlab   ***   IDAHO

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 9:43  توسط galaxygirl  | 

دکتر وحید نجاتی در گفتگو با مهر طراحی شبکه های هوشمند را از اقدامات مهم این مرکز دانست و گفت: هدف ما شبیه سازی عملکردهای شناختی مغز و یا بیماریهای مغزی است که با استفاده از این روش پروژه هایی را در دست اجرا داریم.

وی تقسیم بندی بیماریهای اختلالات طیف “اوتیسم” را یکی از پروژه های این مرکز ذکر کرد و افزود: اختلالات طیف اوتیسم از بیماری های تکاملی است. بیماران مبتلا به طیف اوتیسم در خود فرو می روند و قادر به ایجاد ارتباط با اطراف خود نیستند. از این رو نسبت به درمانگر و درمان از خود واکنشی نشان نمی دهد. ما در تلاش هستیم با استفاده از شبیه سازی این نوع بیماریها رفتار بیمار را به صورت مصنوعی طراحی کنیم و تکنیکهای جدید درمانی را بر روی آن پیاده و واکنش بیمار را بررسی کنیم.

نجاتی با تاکید بر اینکه امروزه در کشورهای دنیا روباتیک درمانی تبدیل به صنعت در حوزه پزشکی شده است، اظهار داشت: استفاده از روباتها در طراحی برنامه درمانی بیماریها موثر است و می تواند جزئی از برنامه درمانی باشد. یعنی شبکه به نوعی طراحی شود که در تعامل با بیمار باشد و بسته به پاسخ بیمار سطح تعامل بیمار را افزایش دهد تا بهبودی حاصل شود. 

وی تاکید کرد: با توجه به اهمیت این امر محققان این مرکز تحقیقاتی را در زمینه طراحی و ساخت روبات برای کاربردهای پزشکی آغاز کردند. چنانچه بتوانیم مجموعه ای را طراحی کنیم که بتواند رفتاری مشابه رفتار بیمار داشته باشد می توانیم واکنش بیمار را نسبت به درمان ارزیابی کنیم و یا درمان کامل تری را برای بیمار طراحی کنیم. این امر انقلاب عظیمی را در درمان بیماریها ایجاد خواهد کرد.

رئیس مرکز تحقیقات اعصاب و علوم شناختی دانشگاه شهید بهشتی شبیه سازی اجزای مغز و شبکه های عصبی را یکی از اولویتهای این مرکز نام برد و اظهار داشت: در حال حاضر این پروژه در دست اجرا است و امیدواریم در آینده بتوانیم در این زمینه موفقیتهایی کسب کنیم.


این خبریه که اردیبهشت 88 تو سایت پزشکان ایران منتشر شده سعی می کنم دکتر نجاتی و پیدا کنم و اطلاعات بیشتری بذارم اینجا.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 23:33  توسط galaxygirl  | 

روباتیک شناختی علمی است که در به دست آوردن الگوریتمهای محاسباتی، از الگوریتمهای سنتی هوش مصنوعی استفاده نمی کند و به طریقه ی کارکرد هوش و شناخت در موجودات می پردازد و سعی می کند الگوریتمهایی مطابق با کارکرد مغز آنها ارائه دهد.

چند تا پست آینده هم  احتمالا در مورد همین موضوع هست. دوست داشتید ما را همراهی کنید. ^_^

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 23:4  توسط galaxygirl  | 

الکتروشوک عبارت است از قرار دادن دو الکترود بر روی سر و  انتشار یک جریان الکتریکی درون مغز که به تغییر شمیایی مغز منجر می شود.

امروزه این روش درمانی بیشتر در درمان افسردگی ماژوری که به دیگر درمانها پاسخ نداده است، به کار می رود همچنین در درمان بیماری مانی(mania)، کاتانونی(catatonia) هم استفاده می شود. تخمین زده می شود سالانه یک میلیون نفر در جهان از این روش درمانی استفاده کنند.

این روش در سال 1930 توسط دو نورولوژیست ایتالیایی معرفی شد و از 1940 تا 1950 به عنوان یک روش درمانی جدید گسترش پیدا کرد اما هنوز طریقه کارکرد آن ناشناخته باقی مانده است.

الکتروشوکها با توجه به جایگاه الکترودها، مدت زمان تحریک و ویژگی های محرک  اثرات جانبی و درمانی مختلفی دارند.

حدود نیمی (45-55%) از بیماران، الکترو شوک را موثر دانستند البته بررسیهای جدید  موثر بودن و بی خطر بودن را عنوان کرده اند. دکتر ملکیان در مقاله ی خود در مجله ECT نتایج تحقییقات خود بر روی نمونه ای از بیماران ایرانی، اینگونه بیان کرده است: با وجود نتایج مثبتی که از ECT به دست می آید اما بیماران و اطرافیان آنها با دیدی منفی به آن می نگرند. 

از اثرات جانبی منفی الکترو شوک می توان به تغییرات دائمی و کوتاه مدت حافظه، تغییر ساختار مغز، تغییرات شناختی و کاهش هوش اشاره کرد.

طبق استانداردهای الکتروشوک، درمان با این روش باید با آگاهی کامل مریض از اثرات جانبی این روش باشد و تنها در صورتی درمان اجباری انجام می پذیرد که به نجات جان بیمار بینجامد.

برگرفته از:

  ویکی پدیا

Med Help

mayoclinic

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 21:12  توسط galaxygirl  | 

الیسا تاتاگلیا

مدتی پیش الیسا تاتاگلیا و گروهش در دانشگاه پلی تکنیک لوزان سویس ادعا کردند فکر کردن پی در پی به چیزی، می تواند به اندازه ی انجام دادن آن موثر باشد. آنها در تحقیقات خود از داوطلبان می خواستند، از بین خطهای موازی، مشخص کنند خط وسط به خط راست نزدیکتر است یا به چپ. گروه اول از داوطلبان با زدن کلید و گروه دوم با شنیدن صدا و تصور کردن، این کار را تمرین کردند هر دو گروه پیشرفت قابل ملاحظه ای داشتند و این به این معنی است که آموزش تصوری، برای یادگیری کافی است و تحریکاتی که توسط تصورات ذهنی مکرر اتفاق می افتد، می تواند به اندازه تحریکاتی که توسط جسم واقعی به وجود می آید در یادگیری ادراکی موثر باشد.

متن کامل خبر را می توانید اینجا ببینید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 21:58  توسط galaxygirl  | 

blue brain

امروز سمینار های هفتگی امیرکبیر رو من و سپیده ارائه می دیم. ساعت ۵:۳۰. دوست داشتین قدم رنجه بفرمایید. ×ـ×

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 11:11  توسط galaxygirl  | 

وقتی که پوست به کمک گوش می آید.

انسانها تنها با گوششان نمی شنوند بلکه با پوستشان هم می توانند بشنوند. محققان دانشگاه بریتیش کلمبیا به تازگی دریافته اند که مغز، اطلاعات دریافتی از پوست را در پردازش شنوایی به کار می گیرد.

برای آزمایش این موضوع آنها  پردازش صدای "پا" و "تا" که از حروف حلقی است یعنی برای تلفظ آن، باید هوا وارد دهان شود و "با"و"دا" که حلقی نیست را روی تعدادی از داوطلبان بررسی کردند: لوله پلیمری را روی گردن و پوست 66 داوطلب قرار دادند و صداهای "با"و"دا" را همراه با تغییر فشار هوای درون لوله، پخش کردند، داوطلبان این صداها را"پا"و"تا" شنیدند.

در گذشته، دانشمندان بر این باور بودند که مغز مکانهای متفاوتی را به پردازش صدا ، تصویر و لامسه و ... اختصاص داده است اما این آزمایش نشان می دهد، برای مغز مهم نیست  اطلاعات از کجا می آیند، مغز می تواند از هر اطلاعاتی در پردازشهای خود استفاده کند. اگر آنچه می بینیم با آنچه که می شنویم تطبیق نداشته باشد ممکن است مغز آنچه را که می بینیم به آنچه می شنویم برتری دهد.

این یافته ها  ما را در درک بهتر از مغز و همچنین ساخت وسایلی که درک اصوات را برای ناشنوایان ممکن می سازد یاری خواهد کرد.  

می توان بیشتر خواند در NewScientist وhealthfreedomalliance و ...


پیام اخلاقی داستان: در گوشی حرف نزنیم :)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 22:33  توسط galaxygirl  | 

هنری مارکرام در تد

هنری مارکرام در کنفرانس تد از آینده و نتایج پروژه بلوبرین(شبیه سازی مغز انسان، نورون به نورون توسط ابر رایانه بلوژن) می گوید: اگر ما موفق شویم ۱۰ سال دیگر مغز مصنوعی را برای سخنرانی به تد خواهیم فرستاد.

در اینجا خلاصه ای از متن سخنرانی، و در اینجا ویدئوی سخنرانی او را می بینید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 21:46  توسط galaxygirl  | 

روباتی که توسط مغز موش کنترل می شود.

گروهی از دانشمندان دانشگاه ردینگ (Reading) انگلیس در تلاشند تا با استفاده از سلولهای مغز انسان، یک روبات را کنترل کنند. روباتی که نحوه ی کنترل آن بسیار متفاوت خواهد بود.

کوین وارویک و بن والی؛ مدیران این پروژه، مدتی پیش توانستند روبات چرخدار ساده ای را با استفاده از نورن های مغز موش کنترل کنند در این روبات به جای استفاده از ریز تراشه ها، یک کنترلر را درون مایعی از مواد مغذی،آنتی بیوتیک و سیصد هزار نورن از مغز موش قرار دادند. این روبات توانست با موفقیت در محیط بسته ای حرکت کند.

اکترودهایی درون مایع، سیگنالهای الکتریکی منتشر شده توسط نورنها را همانند سیگنالهای نورونها قبل از جدا شدن از مغز موش گزارش کردند.

این محققان معتقدند در صورت موفقیت در دریافت اطلاعات فرستاده شده توسط حسگرهای این روبات ها و ارسال پاسخ نورن ها به آن، گام بزرگی در شناخت فعالیتهای مغز و  شناخت تفاوتهای یادگیری و حافظه بین مغز موش و انسان برداشته می شود و امیدهای تازه ای در درمان بیماری هایی چون آلزایمر، پارکینسون و صرع به و جود می آورد.

پروفسور کوین وارویک

کوین وارویک می گوید: تلاش ما، برای کشف اسرار نهفته مغز است که می تواند تاثیر به سزایی در سلامتی انسان داشته باشد.

برای اطلاع بیشتر از نحوه عملکرد این روبات این فیلم را ببینید و به اینجا(فارسی) یا اینجا(انگلیسی) سری بزنید.


منبع:

 NewScientists : Robot to be controlled by human brain cells

newscietists : Rise of the rat-brained robots

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 13:2  توسط galaxygirl  | 

شهرها همچون مغز

مطالعاتی جدید در دانشگاه پلی تکنیک رنسلر(Rensselaer Polytechnic) که توسط مارک چنگیزی و گروه او انجام شد نشان می دهد شهرها همانند مغز سازماندهی شده اند و تکامل شهرها بازتابی است از تکامل در مغز انسان ها و حیوانات.

دقیقا همانند مغز پیشرفته پستانداران که نیازمند شبکه های عصبی قوی است تا تفکراتی پیچیده و غنی را پشتیبانی کند؛ شهرهای بزرگ نیز نیازمند بزرگراهای پیچیده و سیستمهای حمل و نقل پیشرفته ای هستند تا بتواند جمعیت زیادی را در خود جای دهند.

 مغز برای پیچیده تر شدن در گونه های مختلف، ساختار و سازماندهی اش را تغییر می دهد تا به سطح بالاتری از اتصالات بین خود برسد، برای مثال نمی توان با دو برابر کردن مغز یک سگ، مغزی معادل مغز انسان را به دست آورد و دلیل آن صرفا به خاطر بیشتر بودن نورن های مغز انسان نیست بلکه تعداد بیشتر سیناپس ها است که توانایی مغز انسان را بسیار بیشتر کرده است. و همین طور در مورد شهر ها، با چسباندن چند شهر کوچک نمی توان شهر بزرگی را ساخت بلکه باید بزرگراه ها، خیابان های بزرگ و ... را نیز اضافه کرد تا شهر بزرگی حاصل شود. چنگیزی می گوید:" درست همانند مغز، اتصالات، نقشی حیاتی در شهرها دارند."

مارک چنگیزی

چنگیزی در اثبات این موضوع روابطی ریاضی که هم در مغز و هم در شهرها دیده می شوند را به دست آورده است: تعداد اتصالات هم در مغز و هم در شهرها به صورت S3/4 افزایش پیدا می کند که S نشان دهنده مساحت است. به طور مشابهی با رشد مغز و شهرها، تعداد خروجی بزرگراه ها و سیناپس ها که هر دو نشان دهنده ارتباط است به صورت توان 8/9 افزایش پیدا می کند، تعداد خروجی ها به ازای هر بزرگراه و سیناپسها به هر نورون نیز تقریبا توان 8/3  است.

برای اطلاعات بیشتر به اینجا و اینجا سر بزنید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 17:41  توسط galaxygirl  | 

پروژه بلوبرین

در سال 2005 هنری مارکرام دانشمند نوروساینس برای ادامه تحقیقاتش در مورد مغز قراردادی را با IBM امضا کرد که سرانجام این پروژ ه مغز مصنوعی انسان خواهد بود. این پروژه بر پایه مهندسی معکوس مغز پستانداران بر اساس داده های آزمایشگاهی است. مارکرام و گروه او در 15 سال اخیر ده هزار نورون یک ستون نئوکورتیکال مغز موشی دو هفته ای را مورد بررسی قرارد داده اند و ویژگی های تک تک این نورونها که هر کدام ویژگی های منحصر به فردی دارد را استخراج کرده اند.

مارکرام می گوید: این کار مانند نوشتن نام، دسته بندی و یافتن موقعیت درختهای جنگلهای انبوه آمازون است. علاوه بر آن باید قوانین ارتباط و اتصالات بین آن را نیز به دست آوریم.

در شبیه سازی هر نورون، موارد مختلفی از جمله نوع کانالهای یونی و موقعیت آنها در نورون، چگونگی اتصال نورنها، الگوهای مشترک اتصال ها مورد توجه قرار گرفت تا مدل، معادل همتای واقعی اش کار کند.

حدود دو سال پیش فاز اول این پروژه یعنی شبیه سازی کامل این ستون نئوکورتیکال، به پایان رسید و مدل شبیه سازی کاملا منطبق با ستون نئوکورتیکال واقعی عمل کرد.

در شبیه سازی از ابر رایانه IBM/BLUEGENE/l استفاده شد که تقریبا هر پردازشگر، برنامه مربوط به یک نورون را اجرا می کرد. مشکل شبیه سازی ستون نئوکورتیکال، ذخیره و پردازش اطلاعاتی است که بعد از اجرا به دست می آمد که خود نیازمند ابررایانه ای دیگر بود.مارکرام می گوید:"ما نمی خواهیم یک ثانیه پردازش کنیم و هفته ها یا چندین ماه را به پردازش پردازشها بپردازیم." برای رفع این مشکل از بصری کردن(visualization) اطلاعات استفاده شد. این ایده اجازه دنبال کردن فعالیت نورنها یا یک نورون دلخواه را فراهم کرد. در سایت بلوبرین نتیجه این شبیه سازی قرار داده شده است.

چندی پیش مارکرام در کنفرانس TED نوید ساخت کامل مغز انسان را در 10 سال دیگر داد. او اعلام کرد: توانایی این را داریم در 10 سال دیگر مغز مصنوعی را برای سخنرانی به این کنفرانس بفرستیم. البته مارکرام قبل از این در مورد هوشمند شدن این مغز اعلام تردید کرده و گفته بود ما نمی توانیم قطعا نظر دهیم چون عملا نمی دانیم هوش چیست.

بسیاری این پروژه را بلند پروازانه خوانده اند و اطلاعات و قدرت کامپیوتری را کافی نمی دانند اما مارکرام می گوید: "سالانه هزاران مقاله نوروساینس منتشر می شود اگر کسی خوش شانس باشد می تواند حدود 100 تا 200 مقاله را در سال مطالعه کند. پس کسی نمی تواند ادعا کند که به اندازه کافی نمی دانیم. اطلاعاتی که ما هم اکنون در مورد مغز داریم قطعا برای شروع کافی است."."اگر چیزی را نمی دانید اجازه ندهید که شما را متوقف کند. راههایی برای شروع پیدا کنید." او معتقد است وارد کردن این حجم از اطلاعات در یک مدل، به دانشمندان کمک می کند که بتوانند از تمامی این اطلاعات به صورت یک جا استفاده کنند. هر چند که قدرت کامپیوتری کنونی کافی نیست و بسیاری از منتقدان قدرت کامپیوتری را برای شبیه سازی فرایندهای زیستی کافی نمی دانند، اما مارکرام بر روی قانون مور حساب کرده است: تقرییا هر 2 سال، قدرت کامپیوتری 2 برابر می شود.

امید است با تکمیل این پروژه به بسیاری از سوالاتی که سالهاست در ذهن متخصصان علوم شناختی بی جواب مانده، پاسخ داده شود. مارکرام می گوید: "دندریتها پردازش کننده هایی در مغز هستند، به وسیله شبیه سازی می توان الگوهای مشخصی را در اسپایک آنها یافت که این الگوها نمایان کننده نوع ادراکات، احساسات و شناخت ما هستند."

برای مثال فرایندهایی که در طول یادگیری، دیدن، تصمیم گیری و ... اتفاق می افتد از دریچه کامپیوتر قابل دیدن خواهند شد یا می توان با مقایسه مغز سالمی که شبیه سازی شده با مغز دیگر افراد به تفاوتهای این دو و نوع بیماریها، و رفتارهای نا هنجار پی برد و با ساخت داروهای جدید و آزمایش آنها بر روی مغز شبیه سازی شده با کارایی و سرعت بسیار بیشتری داروهای جدید ساخت. هم اکنون برای ساخت و آزمایش داروهای مختلف از مغز حیوانات استفاده می شود که زمانی طولانی را از محققان می گیرد و غیر دقیق و دشوار است.

بلوبرین می تواند آغاز کننده نسل جدیدی از روباتها شود، روباتهایی که می توان برای دانستن آنچه که می بینند به مغزشان نگاه کرد نه به دوربینهایی که در چشمشان کار گذاشته شده. اگر چه هم اکنون فضای بزرگ و هزینه ی زیاد، در به کار گیری ابر رایانه ها در روباتها موانعی را ایجاد کرده اما طبق قانون مور بعد از چندین سال انسان خواهد توانست این ابر رایانه ها را در روباتها استفاده کند.

و اگر بلوبرین هوشمند شود، یکی از بزرگترین و هیجان انگیز ترین اتفاقات تاریخ علم به وقوع خواهد پیوست. و انسانها را در شناخت هوش و آگاهی و مرزی که بین آگاه بودن و نبودن است یاری خواهد کرد.

به امید موفقیت بلوبرین


منابع:
4- تد
۵- سخنرانی مارکرام در مورد موانع و جزئیات شبیه سازی
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 11:20  توسط galaxygirl  | 

فضایی ها

مدتی پیش سه فضایی به زمین آمدند(1) تا در مورد وضعیت هوشمندی زمینی ها گزارشی تهیه کنند. یکی کمی مهندسی بلد بود بعدی شیمی می دانست و دیگری در بررسی محاسبات (مثل تورینگ خودمان) خبره بود.

در زیر ترجمه ی صحبتهای آنها را پس از هفته ها کار می بینید:

مهندس گفت: همه ی زمینی ها جامد هستند، حرکت کندی دارند. بعضی از آنها در آب بعضی در خشکی و بعضی در هوا حرکت می کنند. شیمی دان هم که شباهتهای آنها را بیشتر از تفاوتهای آنها می دید، اضافه کرد: همه تقریبا مثل هم هستند و از ترکیبهای مختلف چهار عنصر تشکیل شده اند.

 متخصص محاسبات که در این مدت سرش بیشتر از همه شلوغ بود ادامه داد: همه این موجودات توانایی های محاسباتی محدودی دارند به جز موجودی دو پا و بدون مو که اطلاعات را به صورت ابتدایی و ناکارایی رد و بدل می کند و با گونه های دیگر تقاوتهای بسیاری دارد، من مجبور شده ام ساعتها روی رفتار او وقت بگذارم.

 مهندس با حیرت پرسید: همه ی آنها از لحاظ شیمی و شکل شبیه هم هستند چطور ممکن است که توانایی های محاسباتی یکی از آنها این قدر متفاوت باشد.

متخصص محاسبات در حالی که گیچ شده بود گفت: من هم نمی دانم. فقط  می دانم که آنها سیستمی برای تولید عبارتهای جدید دارند که این سیستم بسیار نیرومندتر از سیستمهای مشابه در دیگر موجودات است. من پیشنهاد می کنم که این موجود دوپای بدون مو را در گروه متفاوتی از دیگر موجودات قرار دهیم و بیشتر در مورد او تحقیق کنیم.

آنها که قصد داشتند مقاله ای در جینک جونک (مانند ISI خودمان) چاپ کنند، دیدند اطلاعاتشان کافی نیست و مجبور شدند یک زمینی را برای کامل کردن تحقیقاتشان استخدام کنند.

مارک هوسر

تحقیقاتی که توسط مارک مارک هوسر (Mark hauser) (زمینی استخدام شده توسط فضایی ها) انجام شد به تفاوتهای بین انسان و دیگر موجودات پرداخت. در زیر خلاصه ای از توضیح مارک را به فضایی ها می بینید:

ای دوستان فضایی من! جالب است بدانید که تفاوت های ژنتیکی انسانها(همان موجود دو پا و بی مو) و شامپانزه ها(موجودی دو پا و با مو) بسیار اندک است اما این تفاوت کوچک قدرت محاسباتی انسانها را به شدت افزایش داده و مغزی با چهار خصوصیت متمایز به انسانها داده است:

1-  تولید محاسبات مولد Generative computation

    توانایی که به انسان این اجازه را می دهد که در ذهنش بی نهایت عبارت جدید تولید کند عباراتی که از کلمات، دنباله ای از نت ها، سیمبلهای ریاضی و ... تشکیل شده اند. انسان برای تولید محاسبات مولد از دو روش زیر استفاده می کند:

 الف- بازگشتی: تکرار یک قاعده به دفعات و تولید عبارات جدید.

 ب- ترکیبی: اضافه کردن عبارتهای کوتاه به یکدیگر و تولید عبارتهای غنی تر و کامل تر مثل جمله ای ساده و شاعرانه ی یکی از شاعران ما به نام Gertrude Stein که می گوید" یک رز هست یک رز هست یک رز"(2)  یا واکمن Walkman که از دو کلمه walk و man تشکیل شده و ی شی جدیدی را معرفی می کند.

2- توانایی ترکیب فکرهای مختلف بدون داشتن قاعده ای خاص

خلاقیت و توانایی حل مشکلات در انسانها بی نظیر است. آنها می توانند تفکراتی که از حوزه های مختلف هستند را به هم متصل کنند، مثلا با ترکیب هنر،دوستی ،علیت و ...  قوانین جدید، روابط اجتماعی و فناوری های مختلف را به وجود می آورند.

مثلا هل دادن(مربوط به فعالیتهای حرکتی) عمدی (در حوزه روانشناسی) یک نفر در زیر قطار(در گروه اشیا) برای نجات جان (قوانین اجتماعی) پنچ نفر(در حوزه اعداد) دیگر ممنوع است.(قوانین اجتماعی).

3-استفاده از نمادهای ذهنی(3)

 ما می توانیم تجربه ها یمان را چه واقعی و چه تخیلی  تبدیل به نماد کنیم و آن را پیش خودمان نگه داریم یا  از طریق زبان، موسیقی و ... به دیگران انتقال دهیم.

 

4-تفکرات انتزاعی

بر خلاف دیگر موجودات زمینی انسان می تواند در مورد موجودات افسانه ای چون تک شاخ و سیمرغ، اسم و فعل ، بی نهایت و خدا... فکر کند. در حالیکه تقکرات بقیه حیوانات زمینی، تنها به تجربه ها و دریافتهای حسی محدود می شود. 

متخصص محاسبات که محو صحبتهای مارک شده بود و هوش انسانی را در دلش تحسین می کرد رو به سوی دوستانش کرد و گفت: عجب! چرا ما زودتر تحقیقاتمان را شروع نکردیم و از مارک پرسید این موجودات هوشمند کی دو پایشان را بر زمین گذاشتند؟

مارک جواب داد: انسانها، انسان شناسانی دارند که در مورد زمان به وجود آمدن انسان مدرن تحقیق می کنند و بعد از سالها تحقیق به نتیجه ی قطعی نرسیده اند و اختلاف نظر دارند اما شروع تکامل و جهش ژنتیکی را حدودا از هشتصد هزار سال پیش در دوران پالئولیتک Paleolithic می دانند. در این دوره برای اولین بار ابزارهایی چند تکه ای ساخته شدند این عکس را ببینید؛ یک وسیله موسیقی مربوط به آن دوره هست. انسانهایی در آن زمان وجود داشتند که در غارها نقاشی هایی می کشیدند که جزئیات حوادث پیش آمده را شرح می داد و گاه پیش بینی آنها از آینده را نشان می داد. در آن زمان انسان توانست آتش را کنترل کند که باعث شد انسانها  با گرم کردن خود و پختن غذا در محیطهای جدید، زنده بمانند و من اکنون در مقابل شما بایستم.

از اولین ابزارهای ساخته شده توسط انسان

هر سه فضایی که از تحقیقات مارک بسیار راضی بودند از او تشکر کردند. آنها می دانستند چندین مقاله جینک جونک از صحبتهای او بیرون خواهد آمد...


1-      توجه شود که از فضا نه از سوئد(برای اطلاعات بیشتر به رامبد جوان مراجعه فرمایید)

2-      به نظر این حقیر، شعر کمی زیادی شاعرانه هست. ببخشید دیگر

3-      جالب است که صادق هدایت مدتها پیش در داستان "شرح حال یک الاغ" به زیبایی فرق بین انسان و حیوان را در توانایی صحبت کردن دانسته.

 


 منابع:

۱-scientificamerican

۲-Deric Mind blog

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 12:2  توسط galaxygirl  | 

Blue Brain is going to change the world

There are 100 billion neurons in human brain
As much as the stars in the world
Each neuron's role is like a star in our life
But only a few of them are known
Look! They don’t play role for fame
Like us they are not full of conceit
Brain Mind is working…
Blue Brain is trying…
To help us to know a little more about them
But still they are big secrets
Look at them
They are many
But nobody is alone
They make a small world
Full of handshakes
Full of endeavors
To reach a goal
To help us to see
To help us to learn
To help us to think
See, learn and think
Isn’t it our duty to know more about them?

by Zahra Sajedi

with special thanks to Moein Esghaee for editing  the text without any expectation

 

در فیس بوک به Blue Brain بپیوندید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 16:48  توسط galaxygirl  | 

ذهن توسعه یافته

مجله فیلسوفر ؛ چندین ماه قبل، در مصاحبه ای جالب، با چالمرز در مورد نظریه ذهن توسعه یافته به گفتگو نشست. این نظریه می گوید ذهن تنها در درون ما وجود ندارد بلکه فناوری های مورد استفاده مان را نیز شامل می شود. لازم نیست این فناوری های پیچیده باشند گاهی یک دفترچه یادداشت نیز در این گروه قرار می گیرد:

مثلا یک بیمار آلزایمری دفترچه یادداشتی دارد که قرار ملاقات ها و آدرسها و ... را در آن یادداشت می کند اگر از او در مورد آدرس موزه بپرسند به دفترچه اش مراجعه می کند و می گوید خیابان 53. می توان استدلال کرد که دفترچه قسمتی از حافظه بیمار آلزایمری است. شاید گفته شود که انسان سالم قبل از اینکه آدرس موزه را به خاطر بیاورد باور دارد که موزه در خیابان 53 است. دلیل آن حاضر بودن این اطلاعات در حافظه ش است. حال در مورد بیمار آلزایمری نیز این درست است: اطلاعات مورد نیاز در حافظه اش؛ دفترچه یادداشت، هر وقت که بخواهد حاضر است. پس اطلاعات قبل از اینکه او آنها را از دفترچه بخواند حاضر است و او باور دارد که موزه در خیابان 53 است.

ذهن توسعه یافته

جالب است به این نکته توجه کنیم که زبان نیز یک فناوری است در صورتی که ما تمایل داریم آن را تا حد زیادی چیزی داخلی به حساب آوریم.

 چالمرز همچنین به بحث در مورد محدودیتهای این نظریه  و آنچه که به طور ضمنی این ایده در مورد تفکرات ما در مورد ذهن و وابستگی آن به مغز و جهان مادی دارد پرداخته است.

مقاله اصلی چالمرز و کلارک در مورد مغز توسعه یافته

 ترجمه ای آزاد از mind haccks

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 11:6  توسط galaxygirl  |